کتاب آتش به اختیار؛ رمانی از محمدرضا بایرامی
«آتش به اختیار» رمانی از محمدرضا بایرامی است؛ روایتی متفاوت از جنگ که سربازانش نه در دل یک عملیات منظم، بلکه درست از لحظهای وارد داستان میشوند که نظم از هم پاشیده، راه گم شده و بقا به مهمترین مسئله تبدیل شده است. رمان، تجربهٔ جنگ و تشنگی را با خاطرات خانوادگی، تاریخ شفاهی یک ایل و گذشتهای آکنده از کینه و انتقام درهم میآمیزد.
وقتی فرمان «آتش به اختیار» صادر میشود
«آتش به اختیار» اصطلاحی جنگی است؛ همان که دیدهبانها به کار میبرند و به گفتهٔ نویسنده، از آن بوی جنگ سنگین میآید. وقتی این فرمان صادر میشود یعنی همهجا هدف است و هرجا را که زدی، زدی. اما معنای دیگری هم در دل خود دارد: نشانهٔ آشفتگی، بههمریختگی و لحظهای که نظم فرماندهی از هم میپاشد.
محمدرضا بایرامی نام رمانش را از همین وضعیت گرفته است؛ و داستان نیز دقیقاً از جایی اوج میگیرد که دیگر مسیر و فرمان روشنی وجود ندارد.
رمان با یک جملهٔ تنها در صفحهای مستقل آغاز میشود، پیش از آنکه هیچ شخصیتی وارد شود:
«هرچه میرفتند به جایی نمیرسیدند و اوّل نمیدانستند که نمیرسند و بعد میدانستند که نمیرسند و با این حال میرفتند و میرفتند و میرفتند و همین بود که بود.»
این جمله را میتوان قرارداد کتاب با خواننده دانست: آنچه در ادامه میآید، بیش از آنکه داستان رسیدن باشد، داستان رفتن است.
داستان کتاب آتش به اختیار
چند سرباز، پس از فروپاشی خط و بیرون آمدن از محاصره، در گذرگاهی باریک و سوزان راه میروند. نمیدانند دقیقاً کجایند، نمیدانند دشمن جلوتر از آنهاست یا پشت سرشان و بیش از هر چیز تشنهاند.
هر نشانهای را دنبال میکنند؛ رد آب، سیاهی یک تکه زراعت، لانهٔ مورچه یا ستارهای در آسمان. اما هر نشانه آنها را به جایی میرساند که باز هم آب در آن نیست. در همین مسیر، گفتوگوهایشان از رفاقت و تقدیر تا جنگ، مرگ و سهم آدمها بعد از پایان نبرد پیش میرود.
فضای روزهای پایانی جنگ در دیگر آثار محمدرضا بایرامی نیز دیده میشود؛ از جمله در «هفت روز آخر». اما «آتش به اختیار» این تجربه را در قالب رمان و با ساختاری چندلایه و غیرخطی پیش میبرد.
روایت غیرخطی و «راوی مرکب»
راوی این سربازها تا آخرین صفحه نام نمیگیرد. او دیدهبان است و روایتش میان «او» و «من» جابهجا میشود، بیآنکه همیشه مرزی روشن میان این دو وجود داشته باشد؛ شگردی که آن را «راوی مرکب» مینامند.
ساختار کلی اثر نیز به روایت سیال ذهن نزدیک میشود. زمان خطی دائماً شکسته میشود و صحنهها بیش از آنکه به ترتیب تقویمی کنار هم قرار بگیرند، براساس تداعی ذهن راوی شکل میگیرند: پادگان، قطار جنوب، شب عملیات، خاطرات گذشته و دوباره همان گذرگاه سوزان.
به همین دلیل، فرم روایت فقط وسیلهای برای تعریف داستان نیست؛ سرگشتگی خود روایت، تجربهٔ سرگشتگی شخصیتها را نیز به خواننده منتقل میکند.
قصهٔ یک ایل در دل داستان جنگ
«آتش به اختیار» فقط داستان چند سرباز گمشده نیست. در دل مسیر آنها، لایهٔ دیگری از روایت شکل میگیرد: تاریخ شفاهی خاندان راوی.
راوی برای فراموش کردن تشنگی یا سرگرم کردن همراهانش، از آدمهای گذشته حرف میزند؛ از میتخان که به خواست خودش تختهقاپو شد و ایل را علیه خود شوراند؛ از پهلوانی که مردم را نجات داد اما بعد بهترین زمینشان را از چنگشان درآورد و سرانجام به دست همان مردم کشته شد؛ مردمی که شب مرگش بزرگترین عزاداری عمرشان را برای او برپا کردند؛ و از راهزنی که حتی راهزنیاش آدابی داشت، در روزگاری که آداب هنوز معنا داشت.
این روایتهای خانوادگی تزئینی در کنار داستان جنگ نیستند. گذشته و حال بهتدریج در یکدیگر حل میشوند و کینهای که در تاریخ یک ایل جریان داشته، در کنار خشونت جنگ معنای تازهای پیدا میکند.
این پیوند در یکی از گفتوگوهای کتاب به روشنی دیده میشود:
«از دست تانکها در رفتی، از دست تشنگی هم شاید بتوانی و این راه هم شاید دست بر قضا برسد به جایی برخلاف گفتهی تو. ولی از دست کینه نمیتوانی.»
از این منظر، جنگ در «آتش به اختیار» فقط یک واقعهٔ نظامی نیست؛ حلقهای از زنجیرهای قدیمیتر است که حافظه، خشونت، انتقام و سرنوشت آدمها را به هم پیوند میدهد.
آتش به اختیار برای چه خوانندهای مناسب است؟
«آتش به اختیار» رمانی کاملاً سرراست و سهلالوصول نیست. راوی بینام، جابهجایی میان «من» و «او»، شکست زمان خطی و گفتوگوهایی که همیشه گویندهٔ آنها فوراً مشخص نمیشود، از خواننده میخواهند فعالانه در ساختن روایت مشارکت کند.
اگر به رمانهای جنگ، روایتهای غیرخطی، جریان سیال ذهن و ادبیاتی که جنگ را فراتر از میدان نبرد بررسی میکند علاقه دارید، «آتش به اختیار» یکی از آثار قابل توجه محمدرضا بایرامی در این حوزه است.
رمان «آتش به اختیار» برگزیدهٔ جایزهٔ ادبی هفت اقلیم است و نسخهٔ چاپی آن در ۲۶۶ صفحه توسط نیستان منتشر شده است.
شابک: 978-964-337-621-5
نسخه صوتی آتش به اختیار
نسخهٔ صوتی «آتش به اختیار» نیز با صدای محسن خدری توسط نیستان هنر تولید و منتشر شده است. در صفحهٔ محصول میتوانید نسخههای موجود کتاب و شیوهٔ دسترسی به قالبهای مختلف اثر را مشاهده کنید.
| نویسنده | محمدرضا بایرامی |
|---|---|
| سال چاپ | 1397 |
| تعداد صفحه | 266 |
| قطع | رقعی |
| نوبت چاپ | دوم |

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.