وبلاگ
پیامی به وجدانهای بیدار جهان
بسم الله الرحمن الرحیم
پیامی به وجدانهای بیدار جهان
سلام بر مردم شریف و آزاده جهان!
بهخصوص اهالی فرهنگ و اندیشه و قلم و دغدغهمندان بشر و بشریت.
این پیام یک نویسنده ایرانی است خطاب به وجدانهای بیدار.
امروز کشور عزیز و بینظیر ما ایران، با یکی از سنگینترین مصائب ممکن در تاریخ مواجه شده است.
مصائبی که دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد و چشم وجدان بشریت را به اشک و خون مینشاند.
امروز دشمنان تاریخی ایران، دست به دست عوامل خود در داخل دادهاند تا از ایران جز خاکی ویران برجا نگذارند.
آنچه اسباب حیرت و شگفتی است، این است که کشوری پیش چشم مردم جهان، مورد تجاوز قرار میگیرد و رهبر و زمامداران و دانشمندان آن ترور میگردند و مردمی بیگناه از دختران مدرسهای تا کارگران کارخانههای غیرنظامی کشته میشوند اما هیچ صدای اعتراضی از هیچجای جهان، شنیده نمیشود.
مگر البته استثناهایی که (بسیار ارزشمند و دلگرم کنندهاند) صدایشان در غوغای رسانههای تحتِسلطه و جیرهخوار گم میشود.
در این جنگ و هجوم و تجاوز که کارگردان آن اسرائیل است و هنرپیشه نقش اول آن رئیس جمهور آمریکا، بهانه یا محمل یا شعار مهاجمین، رهایی مردم ایران از حکومت استبدادی و تروریستی است.
مهمترین و اصلیترین سؤال این است که چه کسی از آمریکا و اسرائیل، تقاضای کمک کرده است؟!
و اساساً چنین مأموریتی از کجا به این دو کشور متجاوز داده شده است؟!
جهان، چگونه تحمل میکند که بزرگترین فاجعه تاریخ اتفاق بیفتد تا منافع اقتصادی عدهای معدود به بار بنشیند و قدرتنمایی و زیادهطلبی عدهای محقق شود؟!
کسانی با شعار صلحطلبی، بخش عمدهای از جهان را درگیر جنگ بسازند و مردم نظامی و غیرنظامی کشور خود و دیگر کشورها را به کشتن بدهند که از چه خطر و آسیبی پیشگیری کنند؟!
مگر خطری سنگینتر از جنگ و آسیبی دهشتناکتر از کشتهشدن هزاران انسان و نابودی همه هستی و زندگی و داراییشان
در جهان وجود دارد که برای پیشگیری از وقوع آن، چنین فاجعهای رقم بخورد؟!
نفس این شعار: جنگ و تجاوز برای رهایی مردم ایران، بیشترین بار تحقیر را بر مردم ایران تحمیل میکند.
مگر مردم ایران سفیه یا نابالغاند که نیازمند وکیل یا کفیل باشند؟!
این فقط مردم “ایران”اند که حق تعیین سرنوشت خود را دارند و مردم ایران، هرگز دست استمداد بهسوی قوای متجاوز دراز نمیکنند.
مردم ایران فهیم تر از آنند که فریب شعارهای پوچ و بلاهتآمیز را بخورند و سلطه و استعمار و استثمار خارجی را جایگزین استبداد داخلی کنند.
کدام انسان شریفی از دخالت وحشیانه تجاوزگران به خاک کشورش استقبال میکند؟
کدام انسان عاقلی به هجوم دشمنان ویرانگر خوشآمد میگوید؟
کشتن مردم با شعار حمایت از مردم، نمایش تلخ و مضحکی است که فقط کسی مثل ترامپ میتواند آن را کارگردانی کند و نیز البته آن کسی که ترامپ را کارگردانی میکند.
من سالها پیش شخصیتی از این دست را در رمان “دموکراسی یا دموقراضه”* ترسیم کردهام.
اگر کسی بخواهد بفهمد که در گذشته بر ما چه گذشته و اکنون بر همگان چه میگذرد این رمان را بخواند.
کسی که حتی دغدغه منافع کشور خودش را هم ندارد، چگونه میتواند مدعی یاریرساندن به مردم کشور دیگری باشد؟!
کدامیک از این شعارهای قلابی میتواند تجاوز به خاک یک کشور و نابودکردن تمام هستی یک ملت را توجیه کند؟!
کسی تمام جهان را به آشوب بکشد و کشورها و ملتهای متعددی را درگیر جنگی خانومانسوز کند با این شعار دروغین و عوامفریبانه که میخواهد صلح را بر جهان حاکم کند؟!
در جهانی که هیچ ابزاری برای مهارکردن ظلم و تجاوز وجود ندارد و نه عقل و منطق و حقوق بشر که زور و قدرت حرف اول و آخر را میزند چگونه میتوان زندگی کرد و نفس کشید و شب، آرام و بیدغدغه خوابید؟!
مگر که پیش از آن وجدان و احساس و عاطفه به خوابی عمیق فرو رفته باشد.
مطمئن باشید که این جنگافروزی و جهانسوزی به ایران و خاورمیانه محدود و منحصر نخواهد ماند و دامن همه مردم جهان را خواهد گرفت، همچنان که هماکنون نشانهها و ترکشهای آن آشکارا به چشم میآید.
آنچه مسلم است در نهایت قوانین فوقِبشری کار خودش را می کند و قلدران و سرکشان را بر جای خود مینشاند و از آنان تاوان میستاند.
و ستمدیدگان را به حقوق خود میرساند.
اما این قوانین چیزی از وظایف ما کم نمیکند.
پس بیایید پیش از آن که بیش از این دیر شود، کاری بکنیم.
با آرزوی بهترینها
سید مهدی شجاعی
*نسخه انگلیسی آن با نام Democracy or Democrazy در آمازون موجود و در دسترس است.
- لینک دریافت نسخه فارسی رمان دموکراسی یا دموقراضه: