کتاب صوتی هم سرایان خیابان کینگزلی

برگزیدگان جایزه ا. هنری 2015. ترجمه شیما الهی
موضوع
نویسنده
راوی
گروه گویندگان
صدابردار
میکس و مسترینگ
سال انتشار
1398
مدت زمان
6 ساعت و 11 دقیقه
حجم دانلود
260 مگابایت
قیمت
130000 ریال
افزودن به سبد خرید


خلاصه کتاب

مجموعه داستان صوتی با عنوان «هم سرایان خیابان کینگزلی» شامل ده داستان از نویسندگان آمریکایی می‏‌باشد که «شیما الهی» آن را ترجمه کرده و نشر نیستان به چاپش رسانده است. داستان‏‌های این کتاب در سال ۲۰۱۵ برنده‌‏ی جایزه‏‌ی ادبی «ا.هنری» شده‏‌اند.

مروری بر کتاب صوتی هم سرایان خیابان کینگزلی:

این مجموعه که موضوع بیشتر آن‏ها معضل طلاق و مشکلات پس از آن است شامل ده داستان به نام‏‌های: فک‏‌ها اثر لیدیل دیویس، شادترین دختر آمریکا از مانوئل مانیوز، عضو ثابت خانواده نوشته‌‏ی راسل بنکس، هم سرایان خیابان کینگزلی اثر نایرا کازمیچ، کلبه از کریستوفر مرکنر، قاعده‌‏ی طلایی اثر لین شارون شوآرتز، درباره‏‌ی عمه‌‏ام نوشته‌‏ی جوآن سیلبر، آواز پرندگان از رادیو اثر الیزابت مک کراکن، تبلیغ از تورزو و داستان مادربزرگ نوشته‏‌ی مالی آنتوپول می‏‌باشد.
موضوع بیشتر این داستان‏‌ها معضلات اجتماعی و خانواده‏‌ها مخصوصا مساله‌‏ی طلاق و مشکلات پس از آن و همینطور چهره‏‌ی زندگی در جوامع صنعتی به چشم می‏‌خورد. راوی‏‌های این داستان‏‌ها نشان می‌‏دهند که عواطف و احساسات انسانی در همه جا یک شکل است و تنهایی معضلی جدی در دنیای امروز است. در تمام این داستان‏‌ها نوعی افسوس درباره‌‏ی گذشته و تنهایی نمایان است. زبان نمایشی در این داستان‏‌ها سبک جدید و مورد توجه قرار گرفته‏‌ی نویسندگان غربی می‌‏باشد.

خلاصه‌‏ای از کتاب هم سرایان خیابان کینگزلی:

در داستان فک‏‌ها با راوی مواجه می‌‏شویم که خواهر بزرگتر خود را از دست داده است و مدام در حال بررسی و کنکاش در خاطرات گذشته‌ی خود با خواهرش است و سعی دارد بیشتر متوجه نقش خواهرش در زندگی‏‌اش بشود، کنار آمدن با موضوع مرگ او برایش دشوار است.
شادترین دختر آمریکا ماجرای گریزلدا است که با همسفرش ناتالیا به صورت غیرقانونی وارد آمریکا شده‏‌اند، آن‏ها به دنبال همسر‏هایشان به آن‏جا آمده‌‏اند و دردسرهایی برایشان ایجاد می‌‏شود. گریزلدا با دیدن خامی‏‌های ناتالیا به یاد گذشته‏‌ی خودش می‌‏افتد. او به آنچه در گذشته برای آینده‌‏اش متصور بوده نرسیده است.
عضو ثابت خانواده ماجرای مردی است که پس از سی و پنج سال مجبور به تعریف صادقانه‎ی ماجراهای گذشته خود و خانواده‌‏اش می‏‌شود او می‏‌خواهد همه چیز را حفظ کند و آن را ثابت نگه دارد درست در زمانی که همه چیز در حال تغییر است.
هم سرایان خیابان کینگزلی که نویسنده‏ی آن خود ارمنی تبار است درباره‏‌ی ارمنی‏‌های مهاجری است که سعی در حفظ و زنده نگهداشتن سنت‏هایشان را دارند و نسل‌‏های جوان آن‏‌ها بهای کمتری به این سنت‌‏ها می‌‏دهند.
تبلیغ؛ ماجرای وسترنی می‌‏باشد، راوی داستان «جنی» که به تازگی مادربزرگش را از دست داده و در یک رستوران ناموفق پیشخدمت شده است و مسیر زندگی او از گذشته تا به حال و مسائلی که پیش زمینه‌‏ی زندگی امروز او بوده‌‏اند در داستان بیان می‌‏شود.
کلبه درباره‌‏ی مردی است که احساس تنهایی می‏‌کند و دنبال راه‏‌هایی برای نجات یافتن از آن است. بیشتر ماجرا مربوط به مردان در شرف طلاق است و کلبه مکانی خیالی برای تنهایی‏‌هاست.
مادربزرگ داستان زندگی زنی است که از کشتار یهودیان جان سالم به در برده و این گذشته‏‌ی خشن و بدون عشق بر زندگی او و همسر و دختر و نوه‏‌اش تاثیر گذاشته است، مادربزگ سعی دارد نوه‌‏اش را به داشتن زندگی عادی و عاشقانه تشویق کند.
قاعده‌ی طلایی ماجرای زندگی آمانداست او از همسرش جدا شده و زندگی موفقی را برای خود رقم زده است او یک همسایه‌‏ی پیر دارد که ناخودآگاه زندگی آینده‏‌ی خود را همانند او می‏‌بیند و در طول داستان دچار افت شده و افسوس زندگی گذشته همراه با همسر و فرزندش را می‏‌خورد.
در داستان درباره‏‌ی عمه‌‏ام، راوی، داستان پیچیده‌‏ی زندگی عمه‌‏اش را تعریف می‏‌کند، عمه‌‏ای که  تنهاست و اهل مطالعه و دارای یک گذشته‏‌ی هیجان انگیز، اوهشت سال را در روستاهای ترکیه سپری کرده و موقعیت دشواری را پشت سر گذاشته است، راوی زندگی خودش را با او مقایسه می‏کند.
آواز پرندگان از رادیو داستان زنی روان‌پریش و تنهاست که به همین دلیل روان‌پریشی از خانواده‌‏اش جدا شده است و بعد از مرگ آن‌ها اوضاع او وخیم تر شده و از شدت عشق به فرزندانش می‏‌گوید که می‏‌خواهد آن‏ها را بخورد. این عشق و طرد شدگی از اجتماع او را تبدیل به هیولایی کرده و این مساله پدر او را بسیار غمگین کرده است.

قسمتی از کتاب هم سرایان خیابان کینگزلی:

«وقتی بچه بودم فکر می‏‌کردم او را از مادرم بیشتر دوست دارم. کمی بعد او خانه را ترک کرد. فکر کنم بعد از پایان کالج خانه را ترک کرد. به شهر رفت. آن موقع هفت سالم بود. خاطراتی پیش از رفتنش از خانه در ذهنم مانده. او را به یاد می‏‌آورم که در اتاق نشیمن ساز می‌‏زد، او را به یاد می‌آورم که کنار پیانو می‌‏ایستاد و کمی به جلو خم می‌شد، او را به یاد می‌‏آورم که لب‌هایش را دور دهنه کلارینت غنچه می‏‌کرد و چشمانش به نت بود. آن موقع‏‌ها خیلی خوب می‌‏نواخت. همیشه سر خرید قمیش کلارینت داستان داشتیم.
وقتی سال‌ها بعد، چندین مایل دورتر از خانه به دیدنش می‌‏رفتم، کلارینت را که مدت‌‏ها ننواخته بود بیرون می‌‏آورد و سعی می‌‏کردیم با هم یک قطعه بزنیم؛ چه خوب و چه بد. گاهی نت‏‌های کامل و بی‌نقصی که نواختنش را خوب یاد گرفته بود می‏‌شنیدم و شاهد درک کاملش از یک خط نت بودم، اما ماهیچه‌‏های لبش ضعیف شده بود و هر از گاهی کنترلش را از دست می‏داد. ساز جیرجیری می‏‌کرد یا خاموش می‏‌ماند. موقع نواختن توی قمیش می‌‏دمید، زور می‌‏زد و وقتی به استراحت می‌‏رسید، لحظه‌‏ای ساز را پایین می‌‏آورد و نفسش را به سرعت بیرون می‏‌داد، بعد دوباره نفس می‌گرفت و شروع می‏‌کرد».
«پیانوی خانه را خوب یادم است؛ توی دالانی بود که به اتاقی با سقف کوتاه می‌‏رسید و درختان کاج پشت پنجره رویش سایه می‌‏انداختند و خورشیدی که از پنجره‏‌های کناری به درون می‌‏تابید و حیاط آفتاب‌گیر با بوته‏‌های رز جلو خانه و زنبق‏‌های وسط چمن، اما یادم نیست در آن تعطیلات به خانه آمده باشد. شاید نیامده بود. راهش دورتر از آن بود که بتواند زود به زود بیاید. پول چندانی نداشتیم و برای همین هم چیزی برای بلیت قطار باقی نمی‏‌ماند. یا شاید خودش نمی‏‌خواست زود به زود به خانه بیاید. آن موقع این موضوع را درک نمی‏‌کردم. به مادرم گفتم اگر لازم باشد چند دلاری را که جمع کرده‌‏ام می‏‌دهم تا او دوباره به خانه بیاید. کاملا جدی بودم. فکر کردم پس اندازم کمکی می‏‌کند، اما مادرمان فقط لبخند زد».

لیدیا دیویس نویسنده‏ی داستان فک‏ها:

لیدیا دیویس در پانزدهم ژوئیه‌‏ی سال ۱۹۴۷ در ماساچوست آمریکا متولد شد. او در زمینه‏‌ی نویسندگی، ترجمه و زبان‌شناسی فعالیت دارد. پدر او منتقد و استاد دانشگاه و مادرش نویسنده‏‌ی داستان کوتاه و معلم بود. لیدیا ابتدا به موسیقی و شعر علاقه‌‏مند بود و در این زمینه‌‏ها فعال بود ولی بعدها به داستان‌نویسی روی آورد. او در دانشگاه ایالتی نیویورک، در آلبانی، ادبیات خلاق تدریس می‏‌کند. دیویس در سال ۲۰۱۳ جایزه‏‌ی من بوکر را دریافت کرد. او کتاب مادام بواری اثر گوستاو فلوبر و در جست و جوی زمان از دست رفته اثر مارسل پروست را به انگلیسی ترجمه کرده است. دیویس برای ترجمه‌‏ی آثار زبان فرانسه نشان شوالیه‏‌ی ادبیات را دریافت کرده است. او در ادبیات از آثار اشخاصی چون کافکا، ساموئل بکت، جیمز جویس و گوستاو فلوبر تاثیر زیادی گرفته است. از اثار او می‌‏توان به سیزدهمین زن و داستان‏‌های دیگر، طرح‌‏هایی برای زندگی واسیلی، داستان و داستان‌‏های دیگر، پایان داستان، گاوها و… اشاره کرد.