کتاب صوتی داستان یک پرستار

برندگان جایزه ا. هنری 1999. ترجمه علی فامیان
موضوع
نویسنده
راوی
گروه گویندگان
صدابردار
میکس و مسترینگ
سال انتشار
1398
مدت زمان
5 ساعت و 41 دقیقه
حجم دانلود
234 مگابایت
قیمت
130000 ریال
افزودن به سبد خرید


خلاصه کتاب

مجموعه داستان صوتی با نام «داستان یک پرستار» شامل ۹ داستان کوتاه از نویسندگان آمریکایی است که برنده‏‌ی جایزه‎‏ی ادبی ا.هنری در سال ۱۹۹۹ شده‌‏اند. در این مجموعه می‌توان تغییر در نوع نگرش نویسندگان غربی را در آستانه‏‌ی قرن بیست و یک به خوبی احساس کرد. این داستان‌‏ها به انتخاب و ویراستاری لاری دارک در یک مجموعه گردآوری شده‏‌اند.

خلاصه‌ای از کتاب صوتی داستان یک پرستار:

این ۹ داستان نوشته شده در سال‏‌های آخر قرن بیستم دارای مضامین جدیدتری نسبت به آثار سال‏‌های پیش از خود هستند. در این داستان‌‏ها نویسنده‏‌ها از ظاهر موضوعات و انسان‌ها عبور کرده‏‌اند و به بطن آن‌ها توجه بیشتری نشان داده‌‏اند و داستان‌‏ها از شکل روایی کهنه‌‏ی خود بیرون آمده‌‏اند و بیشتر به توصیف احساسات و درون شخصیت‌‏ها پرداخته شده است.
توجه به جنگ، مرگ، تنهایی، افسردگی، جنایت، خشونت و زوال در انسان‏ها، نگاهی نو به اجتماع و داستان نویسی در سال‏‌های پیش از آغاز قرن ۲۱ می‏‌باشد. در این داستان‌‏ها خبری از ماجراهای عجیب و نامتعارف نیست و موضوعات از بطن اجتماع گرفته شده و آثار جذابی از همین موضوعات اجتماعی پدید آمده است. مساله‌‏ی مطرح شده‌‏ی دیگر در این کتاب پیش رفتن دنیا به سمت دهکده‏‌ی جهانی شدن است.
داستان‏‌های این کتاب، داستان یک پرستار اثر پیتر بایدا، شخص افسرده از دیوید فاستر دالاس، آبشار بزرگ اثر پیم هوستن، نیکسون زیر درخت بود اثر جرارد ریلی، مون از چیم پوتاک، بعد از تولد اثر شیلا ام شوارتز، باغ‌های زیرزمینی از تی‏کورگسن بویل، و چنگالی که با آن کشیش بیکر را خوردند از کیانا دونپورت می‏‌باشد. عدم شناخت نویسندگان این کتاب در ایران، می‏‌تواند در مخاطب هیجانی برای شنیدن آثاری جدید با افکاری جدید به وجود بیاورد.
همانطور که در مقدمه‌‏ی کتاب آمده است «داستان کوتاه در بهترین حالت، ساز و کارهای درونی شخصیت‌‏ها را به گونه‌‏ای وصف می‏‌کند که با وجود خاص بودن وضعیت عمومی نوع بشر را آشکار می‌‏سازد» واین همان چیزیست که مخاطب را به سمت خواندن و علاقه‏‌مندی به داستان کوتاه سوق می‏‌دهد. علاوه بر آن ما در روزگاری به سر می‌‏بریم که اکثر انسان‌‏ها دیگر فرصت کافی برای مطالعه‌‏ی کتاب‌‏های قطور را ندارند و این مساله می‏‌تواند مخاطبین بیشتری را به سوی داستان‌‏های کوتاه جذب کند. نکات ظریفی در داستان‌‏های کوتاه آورده می‌‏شود که نقاط اشتراکی را از انسان‌‏ها به نمایش می‌‏گذارد و در این داستان‌‏ها معضلات اجتماعی انسان عصر صنعتی و سردرگمی‏‌ها و تنهایی‌‏های او می‏‌توانند همین نقاط اشتراک باشند.
هرکدام از داستان‌‏های این کتاب دارای جذابیت‌‏های خاص خود هستند در برخی از آن‌ها شخصیت راوی بسیار به یاد ماندنی‏ است و در برخی دیگر مکان‌‏هایی که ماجراهای داستان در آن رخ می‏‌دهد بسیار جذاب توصیف شده‌‏اند و می‌‏توانند مخاطب را با خود همراه کنند.
در داستان شخص افسرده ما با یک راوی افسرده سر و کار داریم که این افسردگی تنها متعلق به او نیست بلکه معضلی همه‏‌گیر است. نویسنده در این داستان هنجارهای اجتماعی را به چالش می‏‌کشد و آنها را مورد انتقاد قرار می‌‏دهد. در داستان مون با یک نوجوان آنارشیست به نام پوتاک روبه‌‏رو هستیم که جایگاه خود را بین دوستان و خانواده و اجتماع گم کرده است.
داستان چنگالی که با آن کشیش بیکر را خوردند یک داستان طنز همراه با روایتی موجز و جذاب می‌‏باشد، در این داستان مفهوم رویدادها با آنچه در ظاهر و سطح ماجرا به نظر می‏‌رسد متفاوت است و با زبان طعنه و طنز حقیقت‏‌ها کتمان می‏‌شوند و ماجراهای دور از انتظاری در آن رخ می‏‌دهد. این داستان حس سردرگمی در مخاطب به وجود می‌‏آورد. یکی دیگر از داستان‏‌های این مجموعه نشانه است که در آن عده‌‏ای کارشان کشتن بچه‏‌ها است و مخاطب در این داستان مدام به دنبال نشانه‏‌هایی است که علت این همه خشونت را دریابد و ترس و هراس در تمام داستان با او همراه است.

قسمتی از کتاب داستان یک پرستار:

در بخشی از داستان یک پرستار آمده است.
کسانی که در بوث لندینگ می‏‌میرند، در همان شهر به دنیا آمده‏‌اند. بیشترشان هم در حالی مرده‌‏اند که دست‏شان در دست مری مک دونالد بود. مری لبانش را به هم مالید و پیش خود گفت نه، نمی‏‌شود گفت بیشترشان. اصلا تعداد افرادی را که در حضور او مرده بودند نشمرده بود. چرا باید می‌‏شمرد؟ زندگی در بوث لندینگ نعمتی بود. هوای پاک، خیابان‏‌های امن و تمیز خانواده‏‌های اصل و نسب داری که همیشه به مسئولیت‌‏های مدنی و انسان دوستانه خود توجه داشته‌‏اند. اگر کسی بیمار می‌‏شد به بیمارستان دولتی بوث۔ تیسلر می‏‌رفت.
اگر کسی می‏‌خواست برنامه سرگرمی زنده تماشا کند، برای ورود به مرکز هنرهای نمایشی بوث۔ تیسلر بلیت می‏‌خرید. اگر هم کسی نمی‌‏توانست از خود مراقبت کند، مقدماتی فراهم می‌‏شد تا به مرکز سالمندان بوث ۔ تیسلر منتقل شود.
حدود پنجاه سال پیش، مری مک دونالد دوره پرستاری را در کالج دولتی بوث۔ تیسلر به اتمام رساند. حالا او در طبقه سوم مرکز سالمندان، کنار پنجره نشسته بود و به درخت گیلاس حیاط مرکز نگاه می‌‏کرد. بوی شلغم پخته از آشپزخانه‌‏ی طبقه اول به مشام می‌‏رسید. مری به زندگیش فکر می‌‏کرد و از گذشته به حال می‌‏آمد و از جایی به جای دیگر می‏‌رفت؛ مانند پرنده‏‌ای که از شاخه‌‏ای به شاخه دیگر می‌‏پرید و آرام و قرار نداشت.
در بخشی از داستان شخص افسرده آمده است:
مایه خفت و خواری بود؛ شخص افسرده احساس خفت و خواری می‌‏کرد. می‏گفت مایه خفت است وقتی شب‏‌ها دیر وقت به دوستان زمان کودکیش تلفن می‌‏کند، آن هم زمانی که آنان کارهای دیگری دارند و ناچارند امور زندگی سالم و پرجنب و جوش و خانوادگی‏شان را سر و سامان بدهند. می‏‌گفت مایه شرمساری است که مدام از دیگران عذر بخواهی یا تشکر کنی، چون صرفا دوست تو هستند.

درباره دیوید والاس فاستر:

دیوید والاس فاستر در ۲۱ فوریه ۱۹۶۲ در نیویورک متولد شد. پدر او جزو اساتید برجسته‌‏ی فلسفه، مادرش معلم فیزیک و خود فاستر دارای مدرک کارشناسی ارشد نویسندگی بود. او در زمینه‌‏های رمان، داستان کوتاه و مقاله نویسی فعالیت و کار تدریس در دانشگاه را هم بر عهده داشت.
معروفترین رمان او شوخی بی پایان است که در سال ۱۹۹۶ به چاپ رسید و به عنوان یکی از ۱۰۰ رمان برتر انگلیسی انتخاب شد. او برنده‏‌ی چند جایزه از جمله پولیتزر بود. از رمان‏‌های او می‌توان به شوخی بی پایان، شاه رنگ پریده و جاروی سیستم اشاره داشت و همین طور از داستان‌‏های کوتاه او می‌‏توان دختری با موهای عجیب، مصاحبه‏‌های کوتاه با مردان زشت، فراموشی و شخص افسرده را نام برد. کتاب این هم مثالی دیگر مجموعه‌‏ای از ۵ مقاله برگزیده‏‌ی او است که در ایران به چاپ رسیده است. دیوید فاستر والاس در سن ۴۶ سالگی به زندگی خود پایان بخشید.