خدا لعنت کند سیاوش را

محمد للـه گانی
موضوع
نویسنده
تاریخ چاپ
1397
تعداد صفحات
160 صفحه
قطع
نیم وزیری
نوبت چاپ
اول
قیمت
110000 ریال
افزودن به سبد خرید


داستان کوتاه در میان علاقمندان به کتاب و مطالعه در ایران گونه ادبی قابل تأملی است و با دیده احترام و به چشم یک متن قابل توجه به آن نگاه می‌شود. بسیاری از داستان‌خوان‌های ایرانی چه حرفه‌ای‌ها و چه آماتورها خاطره دلنشینی از خوانش داستان‌های کوتاه در ذهن خود دارند و بخش مهمی از شیرین‌ترین و مهم‌ترین لحظات مطالعه خود را با این ژانر سپری کرده‌اند.

این روزها این گونه ادبی در ایران به نوعی در حال بازگشت به دوران گذشته خود است. دورانی که در آن داستان کوتاه نه مجالی برای عرضه توان تکنیکی نویسنده در خلق یک روایت؛ که بستری برای بیان دغدغه‌های فردی و اجتماعی نویسنده است. از این منظر بسیاری از داستان‌های کوتاه منتشر شده در کشور، این روزها به شکلی نوشته و منتشر می‌شوند که به دور از هر نوع حساسیت و دغدغه تکنیکی و فرمی، گره‌گشای یک مسئله اجتماعی و یا فرهنگی باشد و از همین زاویه دید است که نویسنده موفق داستان کوتاه این روزها باید یا صاحب دیده ظریف و نکته‌سنجی برای کشف زیر و بم‌های جامعه زیستی خود باشد و یا از چنان تجربه زیستی وسیعی برخوردار است که می‌تواند دغدغه‌هایی فراتر از روزمرگی برای روایت داشته باشد. سال‌ها پیش از این داوود غفارزادگان از نویسندگان کوتاه نویس موفق دهه هفتاد توانست تلفیقی از این دو اتفاق را در جریان داستان‌کوتاه نویسی در ادبیات ایران از خود به ثمر برساند و آثار را خلق کند که هنوز نیز قابل رجوع و تامل هستند.

محمد للـه‌گانی اما در مجموعه داستان کوتاه خود با عنوان «خدا لعنت کند سیاوش را» نگاهی تازه و متفاوت به طرح مفاهیم در داستان کوتاه داشته است. او در قالب استفاده از عناصر بومی دست به خلق شخصیت‌ها، موقعیت‌ها و حتی دیالوگ و جهان‌بینی تازه‌ای برای روایت می‌زند و با خلق داستان در این فضا سعی دارد نوعی تازه از بیان داستانی را برای مخاطبانش به ارمغان بیاورد.

للـه‌گانی در داستان‌های کوتاه خود دغدغه و اندیشه خود را از زبان روستاییانی ساده روایت می‌کند. سادگی و بکر بودن و در عین حال صراحت داشتن آنها ابزاری است که نویسنده به کمک آنها سعی دارد تا مفاهیم عالی مد نظر خود را منتقل کند که در این مسیر موفق نیز بوده است. او نه راوی صرف لذت‌ها و آرزوهای فراموش شده خود در حیات روستایی و از دست رفته‌اش که راوی تیزبینی است که دریچه بکری و سادگی روستا را برای روایت انتخاب کرده است و از این دریچه است با مخاطب خود به گفتگو می‌نشیند.

طعم خوش زبان و بیان و اندیشه جاری در داستان‌های مجموعه «خدا لعنت کند سیاوش را» یادآور دوران اوج بومی‌نویسی در ادبیات داستانی ایران در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد است و بار دیگر غنا و قوت روایت فولکلورگونه داستان ایرانی و راز و رمزگونگی آن را به رخ می‌کشد.