در خواب هایم

مریم راهی
موضوع
نویسنده
تاریخ چاپ
1397
تعداد صفحات
236 صفحه
قطع
رقعی
نوبت چاپ
اول
قیمت
220000 ریال
افزودن به سبد خرید


تغییرات وسیع و پردامنه در زیست اجتماعی ایران معاصر و جابجایی پرشتاب میان ارزش‌های اجتماعی و به طبع آن رنگ و لعاب پیدا کردن برخی از ارزش‌های غیر بومی و در کنار آن در غبار و حاشیه ماندن برخی از اصول و باورهای سنتی و اصیل زیست شرقی و ایرانی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فرهنگی نویسندگان ایرانی در سال‌های اخیر بوده که به شکل‌های مختلفی در آثار داستانی آنها ظهور و بروز پیدا کرده است. از بیان داستان‌های اجتماعی رئالیستی درباره اثرات این تحول تا نگاهی توام با تأثر و حسرت به باورهای از دست رفته.

در این میان برخی نویسندگان سعی کرده‌اند با رهیافتی تازه و خلق زاویه دیدی بدیع و جذاب، نگاهی تازه به این موضوعات انداخته و آنها را از منظر باورهای مختلف نهادینه شده در مخاطب خود در قالب داستان بیان کنند.

مریم راهی نیز با چنین رویکردی تازه‌ترین اثر داستانی خود را در قالب رمانی با عنوان «در خواب‌هایم» منتشر کرده است. اثری که میتوان از آن به عنوان رهیافتی تازه در رمان اجتماعی اعتقادی با درون‌مایه معناگرا یاد کرد، درون‌مایه‌ای که نه الزاماً تاریخی و دینی که نشأت گرفته از باور عمیق به نیروها و اراده‌های ماورا طبیعی و ازلی و صدالبته آورده داده شده در متون تاریخی مذهبی است.

راهی که در دو اثر قبلی خود با عنوان «یوما» و «فردا مسافرم» نشان داده بود که توانایی بالایی در پرداخت داستانی سوژه‌هایی دارد که اطلاعات تاریخی چندانی پیرامون آنها نیست؛ در این مجموعه نیز بر مبنای چنین رویکردی، به خلق موقعیت‌های بکر و کمتر دیده شده‌ای بر مبنای برخی باورهای دینی در رمان دست زده است.

نکته قابل توجه در این اثر تجربه خاص نویسنده در خلق آن است. او در ابتدای اثر یک روایت داستانی کوتاه که در آن شخصیت‌ها و مکان‌هایی تعریف می‌شوند را بازگو و در ادامه در طول کتاب برپایه آن روایت، داستان‌هایی را تعریف می‌کند که هر کدام سرگذشت افراد و موقعیت‌های زیستی آنها در این روایت است.

داستان این چنین آغاز می‌شود: ترمه، زن قالیباف یزدی که همسرش قمارباز است و پسری نوجوان دارد، برای حفظ خانه‌اش از خراب شدن توسط خیری به نام حاج‌الیاس که می‌خواسته در یزد هم تکیه عزاداری امام حسین بسازد، نذر می‌کند یک قالی زرع‌نیم ببافد و تقدیم حرم امام رضا کند…

و چنین ادامه می‌یابد: هانی، پسر آقاسید هاشم معبر عاشق نبات، نوۀ یحیی می‌شود. یحیی یک قالیچه داشته که دو سال است دنبال جفتش می‌گردد. یحیی شرط می‌کند اگر جفت این قالیچه پیدا شود با ازدواج نبات و هانی موافقت می‌کند.