سرگذشت پهلوانان ایرانی در «رخصت مرشد»

اکتبر 18, 2017


مجموعه کتاب‌های «رخصت مرشد» نام سری آثار چندگانه‌ای که نشر نیستان به قلم خسروآقایاری با موضوع قصه‌های پهلوانی و سرگذشت نامه منتشر می‌کند. جلد دهم «رخصت مرشد» سرگذشت ۱۰ پهلوان ایرانی را که در خراسان روزگار می‌گذرانده‌اند، روایت می‌کند.  پهلوان عبدالرزاق بیهقی، پهلوان اکبر خراسانی، پهلوان غریب، پهلوان اکبرخراسانی و ظل السلطان، پهلوان مفرد قلندر، پهلوان محمد مالانی، پهلوان درویش محمد طلبه، پهلوان کلب رضا فخار، پهلوان عبدالحسین مقدم کژی و پهلوان فریدون قفل ساز سبزواری شخصیت‌هایی هستند که جلد دهم از کتاب‌های «رخصت مرشد» به زندگی و سلوک جوان‌مردانه‌‌شان می‌پردازد.

این کتاب را می‌توانیم از زمره آثاری در رده نوجوانان معرفی کنیم که البته مطالعه آن از سوی بزرگسالان نیز خالی از لطف و آگاهی نخواهد بود. با اینکه مهمترین ویژگی‌های کتاب حاضر آشنایی با قصه‌های پهلوانی، شخصیت‌های نام‌آور و دلیر ایرانی، طرز سلوک و رفتارشان و البته حقایق و وقایعی تاریخی است، اما آنچه خصیصه اصلی و بنیادین این کتاب است، ویژگی جذابیت و دلچسبی قصه‌های آن است. در زمان و زمانه‌ای که نوجوانان یا دست به کتاب نمی‌برند و یا با اکراه کتابی برای مطالعه برمی‌گزینند، به دست دادن روایت‌های این چنینی که توامان جذابیت و معرفت (دانش) را چاشنی قصه‌ها کرده است، فرصتی است مغتنم.

«رخصت مرشد» سرشار از قصه‌های جذاب و خواندنی است. خسروآقایاری در این کتاب از نهایت شم داستان گویی‌اش بهره برده است تا خواننده کتاب را زمین نگذارد. الحق و الانصاف در این ویژگی قصه‌های او بی نقص یا دست کم، کم نقص است. یکی از دلایلِ به وجود آمدن این ویژگی، تیزهوشی مولف در انتخاب سوژه داستان‌ها است. قصه‌های پهلوانی مصداق بارز داستان‌های قهرمانی است که در تمام دنیا مخاطبان برای آن سر و دست می‌شکنند. خسرو آقایاری با انتخاب این سوژه، هم به لحاظ تماتیک گزینشی از دل سنت ایرانی کرده است، و هم از نظر داستان گویی موضوعی پر فراز و فرود و پر کشش انتخاب کرده.

از سوی دیگر، طرح و توطئه‌های داستان‌های خسروآقایاری آن قدر پر پیچ و خم و پر رویداد هست که مخاطب را مفتون روایت‌ها کند. از این جهت ین کتاب را در وهله‌ای نخست باید به پدران و مادرانی پیشنهاد کرد که فکر می‌کنند نمی‌توانند کتاب جذابی برای فرزندان‌شان بیابند. گروه مخاطبان این کتاب به واسطه کشش و تعلیق ِ موجود در داستان‌های این کتاب، قصه‌ها را همراهی می‌کنند و در آخر در عین آنکه فرصتی مفرح و لذت بخش را از سرگذراندند، اطلاعات تاریخی جالبی را به ذهن می‌سپارند.

توضیح و روایت قصه‌های این مجموعه برای کسانی که این کتاب به دست‌شان خواهد رسید جز لوث قصه نتیجه‌ای نخواهد داشت اما برای آشنایی بیشتر با فضای کلی داستان‌ها، نمونه‌ای از آن به دست خواهیم داد. نخستین داستان جلد دهم از کتاب‌های «رخصت مرشد» در دوره حکمرانی سلطان ابو سعید و وزارت امین الدین بیهقی می‌گذرد. این داستان سرگذشت بخش کوچک اما مهمی از زندگی پهلوان عبدالرزاق بیهقی، پهلوان و رادمرد خراسان است. در آن دوره پهلوان اول کشور شخصی به نام علی ابومسلم بود که در ایران مبارزی هم تراز او نبود. برای اینکه شخصی بتواند با او کشتی بگیرد باید اول کمان پهلوان ابومسلم را زه می‌کرد؛ کمانی که کسی جز خود او توان کشیدنش را نداشت. «در بازار اصلی و در چهار سوق بزرگ بازار، مقابل داروخانه، کمان پهلوان علی را از سقف آویخته بودند و طوماری چرمین زیرش به دیوار نصب کرده بودند. در این طومار نوشته شده بود، هر کس که توانست در حضور داروغه شهر این کمان را بکشد و به زه کند، پانصد سکه طلا جایزه‌اش خواهد بود. مردان و پهلوانان بسیاری از سراسر کشور به طمع دریافت پانصد سکه به سلطانیه می‌آمدند و ناامید برمی‌گشتند.»

روزی که سلطان در دربار از این موضوع سخن می‌گفت که در سراسر ایران پهلوانی به قدرتِ زور و بازوی علی ابومسلم نیست، وزیر دربار؛ امین الدین در پاسخ گفت که پهلوانان بزرگ بسیاری در شهرهای مختلف هست اما نمایش‌های این چنینی را بازی می‌دانند و مبارزه برای کسب پهلوان اولی را دون شأن عنوان پهلوانی می‌دانند. سلطان مغول حرف امین الدین را باور نکرد و امین الدین برای نمونه از برادرش حرف به میان آورد که پهلوان خراسان بود. سلطان از او خواست برادرش را فورا به دربار احضار کند تا با پهلوان ابومسلم کشتی بگیرد و اگر نه برادر امین الدین سرش را می‌بازد. پهلوان عبدالرزاق به پایتخت می‌آید اما پیش از رو به رو  شدن با ابومسلم رویدادهای پرمخاطره‌ای را پشت سر می‌گذراند و حتی دادِ مردم نیز از حکمرانانی نظیر قره تغمش می‌ستاند. هر کدام از این وقایع بخشی از سلوک معنوی و مرام پهلوان را برای مخاطب آشکار می‌کند تا در نهایت، پهلوان در رزمگاه نبرد، رو در روی پهلوان علی ابومسلم قرار بگیرد و ُ قدرت بازویش را نیز به نمایش بگذارد.

نویسنده «رخصت مرشد» در حالی که سعی در تمرکز بر قصه‌گویی و ارائه روایتی جذاب دارد، اطلاعات تاریخی درخوری نیز چاشنی قصه می‌کند. مخاطبان این کتاب در عین حال که دورنمایی از تاریخ کشور را برابر چشم خواهند دید، به واسطه قصه‌های پر کشش این کتاب، با طرز سلوک و رفتار پهلوانان  ایرانی نیز آشنا می‌شوند.

منبع: الف