پژواک زندان

مرتضی بهشتی
موضوع
نویسنده
تاریخ چاپ
1393
تعداد صفحات
286 صفحه
قطع
رقعی
نوبت چاپ
اول
قیمت
160000 ریال
افزودن به سبد خرید


دکترمرتضی بهشتی پژوهشگر و وکیل دادگستری در جدیدترین اثرش به نام «پژواک زندان»، در رویکردی اجتماعی و حقوقی به زندان و زندانی و جامعه پیرامونی آن، به گونه­ای به این پدیده سیاه نگاه کرده است تا بتواند پژواک بی­زندانی را به ارمغان بیاورد. زیرا زندان و زندانی در هر جامعه و حکومتی تنها نهادی است که تماماً هزینه است و سودی را برای فرد و حاکمیت ملی و سازمانی در برندارد و عقل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هر نظامی براین باور است که هزینه­های بی فایده را ازبین برده یا به حداقل ممکن برساند.

نویسنده دراین اثر بدون ورود به جامعه آرمانی، به امور بدیهی اشاره می­کند که باید در رفتار با زندانی و خانواده آن مورد توجه قرارگیرد تا به یاری آنها بتوان بار رفتاری ناشی از زندانی شدن انسان را کاهش دهد و بایسته­ها و نبایسته­های برخورد با زندانی و خانواده­اش را بازگو کند.

دکتر بهشتی در این کتاب خواسته است بگوید: در قبل و بعد از صدور حکم به زندان، صرفا این فرد متخلف نیست که به زندان می­رود، بلکه بار منفی رفتاری وی را خانواده و جامعه نیز می­پردازد، از این­رو ضمن این که باید به گونه­ای هزینه تخلف را بالا ببریم و مجرم بداند تاوان جرمش را باید متحمل شود، لکن باعث از بین رفتن هویت فردی و اجتماعی وی نشود و موجب تضییع حقوق وی نگردد. و با همین رویکرد است که نویسنده باور دارد که چون با زندانی کردن مجرم، قصد نابودی وی را نداریم، بنابراین مرخصی  و ملاقات با خانواده و… حق اوست و تحت هیچ شرایطی حق محدود کردن و مشروط کردن به اموری و یا موافقت مسئولی را نداریم؛ زندانی هم باید تاوان جرمش را بدهد و هم باید زندگی کند. منطق حقوق و تربیت دین به ما اجازه نداده است در زندان، زندگی را از زندانی بگیریم و او را پس از طی دوران حبس، فردی ذلیل و سست و بی­اراده و بی­خاصیت تحویل جامعه بدهیم.

زندان، به خودی خود زندانی را دربند می­کشد ولی نباید آیین­نامه­ها و مقررات مربوطه چهره­ای از زندان و زندانی را ترسیم کند که چنین باور کنیم زندگی زندانی هم در دست ماست و می­توانیم به آن بی­تفاوت باشیم و یا تداوم آن را به بایدها و نبایدهایی مشروط کنیم.

خالق زندگی خدای مهربان است و منزلگاه پایان زندگی هم بازگشت به سوی اوست و تحت هیچ دلیل و مصلحت­جویی نمی توان زندگی چنین آفرینشی را از او سلب کرد و باید زندانی را بیماری تلقی کرد که به حکم قانون و در نتیجه بی­مبالاتی­هایی گرفتار زندان شده است تا از تسری بیماری­اش به جامعه جلوگیری شود، نه اینکه فکر کنیم زندگی او را صاحب شده­ایم و می­توانیم برای او هرگونه تصمیمی بگیریم.

با ملاحظه مطلب فوق، نویسنده کتاب «پژواک زندان» بر این نکته اذعان دارد که چون آثار جرم و زندانی شدن مجرم  به گستردگی جامعه می­باشد، باید اقدامات تأمینی و درمانی نسبت به زندانی شامل خانواده او وجامعه پیرامونی­اش نیز باشد.