آدمهای زیادی!

جولای 14, 2020


دو رمان “آشیانه اشراف” و “پدرها و پسرها”  اثر ایوان تورگنیف که به تازگی در یک مجلد  و بصورت خلاصه شده روانه بازار نشر شده اند، اولین مجلد از مجموعه ای از رمانهای کلاسیک هستند که انتشارات کتاب نیستان پروژه ترجمه، تخلیص و نشر آنها را آغاز کرده است.

تکرار مکرر است واگویه این معنی که خواندن آثار کلاسیک و از جمله رمانهای کلاسیک مهم است، ولی از این نکته دقیق هم نمی توان غفلت کرد که تخلیص رمانهای سترگ تاریخ ادبیات جهان به منظور سهولت مطالعه، صرفه جویی در وقت، و گاه حتی خوش خوان تر شدن آثار به همان اندازه اهمیت دارد.

رمانهای آشیانه اشراف و پدرها و پسرها هر دو محصول دهه ۱۸۵۰ میلادی هستند ولی دهه ۱۸۴۰ را می توان دهه تغییرات بنیادی در ادبیات روسیه دانست. در این دوره توجه به محیط اجتماعی، انگیزه های پنهان رفتار آدمی، و هنجارهای زندگی جمعی رواج فراوان یافت و شخصیتهای تازه ای دوشادوش طبقات بالای جامعه بر روی صحنه ظاهر شدند. شخصیتهایی چون کارمندان، صنعتگران، بازرگانان، خدمتکاران، رعایا، نوازندگان دوره گرد و هنرپیشگان. جغرافیای داستانها هم تغییر چشمگیری کردند و سالن های پذیرایی، آتلیه های هنری، و عمارتهای مجلل جای خود را به میادین شهر و میخانه ها و اقامتگاههای محقر کارگران و کارمندان دادند. 

در این دوره نویسنده ما، ایوان تورگنیف، پس از سالها طبع آزمایی و قلم فرسایی در زمینه شعر، داستان کوتاه، و مقاله، سرانجام تمام توجه خود را به قالب حماسی بزرگی چون رمان معطوف کرد و از قضا همان آثار نام وی را بعنوان یکی از پایه گذاران رمان رئالیستی روسیه در سراسر جهان بر سر زبانها انداختند.

تورگنیف در رمانهای خود شخصیت هایی خلق می کند که می توان آنها را زیر عنوان “آدمهای زیادی” طبقه بندی کرد.ویژگیهای مشترک این شخصیت ها عبارتند از: بیزاری از زندگی رسمی، آگاهی از برتری شان نسبت به دیگران، تواناییهای منحصر به فرد، تلاش برای دستیابی به اهداف والا، اشتیاق فراوان برای انجام فعالیتهای ثمربخش، و در عین حال شکاکیتی عمیق، سست ارادگی، و تعارض پیوسته میان گفتار و کردار.

او با پرهیز از استفاده از الگویی خاص، ویژگیهای روانشناختی کاملا منحصر به فردی به شخصیت‌های خود می بخشد.

بعنوان مثال، بازاروف، شخصیت اصلی رمان پدرها و پسرها  را در نظر بگیرید. بازاروف شخصیتی دوست داشتنی و هم زمان کمی ترسناک دارد. شاید بهترین توصیفی در وصف شخصیت او توصیف نابغه جهان رمان، داستایوفسکی، باشد. داستایوفسکی بازاروف را فردی “بی قرار” می خواند. بی قراری بازاروف، پناه بردن او به هیچ انگاشتن جهان و کار جهان، نقد و انکار تلخ همه پدیده های عالم حتی علم و دانش که خود سخت به آن مشغول است، نشان از همان ویژگیهای برشمرده دارد. بازاروف یک “آدم زیادی” است که نومید از تغییر اوضاع جهان، به انکار پناه برده است. بحث و جدل های آتشین او با پاول پتروویچ، دیگر شخصیت کلیدی رمان،  ما را به خوبی با اعتقادات و ره و رسم جوانان روشنفکر و هیچ انگار آن دوره آشنا می کند. پاول پتروویچ نماینده اشرافیتی است که در نظر بازاروف به هیچ هم نمی ارزد. بازاروف بشدت عملگراست. لحظه ای بیکار نمی نشیند. او  طبیعت را یک معبد نمی داند. در چشم او طبیعت یک کارگاه است و انسانها هم کارگرهایش.  او مفاهیمی چون اشراف زادگی و اصول را کلمات دهان پرکن و بی فایده ای می داند که هیچ دردی از جامعه روسیه درمان نمی کنند. بنظر او در جاییکه بعضی ها نان ندارند بخورند و خرافات بیداد می کند، درجاییکه تمام فکر و ذکر دهقانها این است که یک پول سیاه درآورند و تا خرخره مشروب بخورند، حرف زدن از بدبختی ها اتلاف وقت است و به ابتذال و جزم اندیشی می رسد. او معتقد است مشکلات اخلاقی نتیجه آموزشهای اشتباهند و اگر جامعه پیشرفت کند مشکلات هم ریشه کن میشوند.

بازاروف روشنفکری تنهاست. او هنگام جدا شدن از رفیق و مرید جوانش، آرکادی، به او می گوید: ” تو برای زندگی تلخ و پیچیده و تنهای ما ساخته نشده ای. برو و ازدواج کن. آشیانه کوچکت را بنا کن و خودت را تکثیر کن. هرچه بیشتر بچه بیاورید بهتر است. آنها آدمهای بهتری میشوند چون در زمانه بهتری به دنیا می آیند، برخلاف من و تو…”

ایوان تورگنیف بازآفرینی دقیق و قدرتمند حقیقت و واقعیت حیات را بزرگترین شعف هر نویسنده ای می داند، حتی اگر آن حقیقت با دلبستگی های شخصی او همداستان نباشد. به این اعتبار، دو رمان آشیانه اشراف و پدرها و پسرها آینه تمام نمایی هستند از واقعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روسیه در میانه های قرن نوزدهم.حذف توصیفات، وقایع، و شخصیتهای حاشیه ای داستانها و تخلیص هوشمندانه و در عین حال وفادارانه ی آنها، این دو رمان را بسیار خوش خوان تر نموده و فرصت مناسبی برای علاقمندان رمان بویژه جوانان و تازه جوانان فراهم آورده تا با سهولت و اطمینان بیشتر مطالعه رمانهای کلاسیک و نئوکلاسیک جهان را آغاز کنند

منبع: الف