چشمان تاریکی

دین کونتز. ترجمه ناهید هاشمیان
موضوع
نویسنده
تاریخ چاپ
1399
تعداد صفحات
260 صفحه
قطع
رقعی
نوبت چاپ
اول
قیمت
530000 ریال
افزودن به سبد خرید


تعلیق و اضطراب در کشاکش زندگی عاطفی زنی میانسال و رسیدن به فضایی ماورایی و شگفتی از پیش‌بینی ویروس ووهان ۴۰۰، ۴۰ سال قبل از ۲۰۲۰؛ این خلاصه‌ترین عبارتی است که می‌توان درباره رمان دین کونتز بیان کرد که ترجمه فارسی آن با عنوان «چشمان تاریکی» منتشر شده است.

«چشمان تاریکی» روایتی است از یک زندگی ترک خورده. روایتی از زندگی یک زن که دو بار شکست را در زندگی خود تجربه کرده است، یکبار با از دست دادن همسرش و بار دیگر با مرگ فرزند دوازده‌ساله‌اش. او پس از سال‌ها تلاش برای کسب موقعیت‌های شغلی که بتواند کمی زندگی او را متحول کند و در آستانه یکی از مهم‌ترین آنها با چالش‌های فکری و روحی تازه‌ای برای زندگی خود مواجه است. او حس می‌کند فرزندش بار دیگر در زندگی او حضور پیدا کرده به او می‌فهماند که نمرده است و از مادرش کمک می‌خواهد.

دین کونتز متولد پنسیلوانیا نویسنده اهل ایالات متحده آمریکا است که برای رمان‌های مهیج و تعلیق‌انگیز‌اش شهرت دارد. کونتز در سال آخر دانشگاه برنده مسابقه داستان خیالی Atlantic Monthly شد و از همان موقع نویسندگی را شروع کرد.

کتاب های کونتز تاکنون به ۳۸ زبان زنده دنیا ترجمه شده و بیش از ۵۰۰ میلیون نسخه از آنها به فروش رسیده است و بسیاری از آنها در لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار گرفته است.

گرچه داستان‌های کونتز را داستان‌هایی مملو از ترس و تعلیق برشمرده‌اند اما «چشمان تاریکی» در کنار این موارد از نظر روانشناسی پیچیده، ماهرانه و اغناکننده با مخاطب روبرو می‌شود و او را راضی می‌کند تا با داستان به پیش برود. هم چنین پیش‌بینی ویروس کرونا و احتمال دست‌ساز بودن آن، در ۴۰ سال قبل، اثر را متفاوت از یک رمان صرف می‌کند. از سوی دیگر این داستان با نثر به غایت ساده خود تلاش می‌کند تا ادبیاتی رمانتیک و در عین حال شورانگیز را برای مخاطب خود به ارمغان بیاورد. تلفیق این روایت شورانگیز و رمانتیک در کنار ترس و تعلیق از «چشمان تاریکی» داستانی مهیج و پرکشش و خواندنی ساخته است.

داستان از منظر زیست اجتماعی مخاطبانش نیز اثری قابل تامل به شمار می‌رود. شخصیت‌ اصلی آن یک رقصنده در شهر لاس‌وگاس است. رقصنده‌ای که در افکار عمومی شاید دارای زندگی قابل اعتنایی نباشد، اما کونتز با فوکوس بر آن نشان می‌دهد که لایه‌های تلخ و قابل تاملی از زندگی را می‌توان در پس شخصیت به ظاهر سرخوش او یافت و تلاشی تحسین‌برانگیز برای تبدیل موقعیت خاص زیستی‌اش به یک موقعیت موفق کاری و شغلی که منجر به فراموش کردن تمامی گذشته‌اش شود.