ماجراهای آقای خرمالو جلد چهار

شهرام شفیعی
موضوع
نویسنده
تاریخ چاپ
1398
تعداد صفحات
28 صفحه
قطع
خشتی
نوبت چاپ
اول
قیمت
180000 ریال
افزودن به سبد خرید


با مطالعه­ی چهارمین جلد از مجموعه­ی آقای خرمالو می­توان علت علاقه­ی تمام­نشدنی کودکان به « شهرام شفیعی » و شخصیت­های داستان­های وی را درک کرد. « سفیر لبخند بچه­ها » بدون این که دردام تکرار یا زیاده­گویی بیفتد در چهارمین جلد مجموعه­، همانقدر حرف و حکایت گفتنی دارد که در جلد اول. چه بسا که روایت طنزآمیز وی طی تجربه­های اخیر، صیقل بیشتری خورده و نکات ظریف و دقیق­تری را برای خنداندن و به فکر فرو بردن بچه­ها مطرح کرده­است.

در داستان اول با عنوان « شتر »، ماجرای روزی که آقای خرمالو و مامان اسفناج  برای خرید قابلمه بیرون رفته اند، گفته­شده. علاقه­مندان با شناختی که از اخلاق قهرمان خود دارند می­توانند حدس بزنند  که همین تصمیم ساده، به چه ماجراهای عجیب و غریبی منتهی خواهد شد. برخورد با دوست صمیمی آقای خرمالو و روبوسی با او، موجب له شدن آقای لاغر که بین آنها بوده، می­شود. مامان اسفناج از آنها معذرت خواهی می­کند و در هر شرایط دیگری، داستان باید به­ اتمام برسد. اما قهرمان ما به­هیچ وجه دست­بردار نیست و تصمیم دارد تا اشتباهش را جبران کند. او کلاً خرید قابلمه را کنار می­گذارد و برای کمک کردن به آنها راه می­افتد و عملاً زحمات زیادی را برای خانم و آقای لاغر به­وجود می­آورد. طوری که فقط در پایان داستان، مخاطب  می­تواند نفس راحتی از دست او و کارهایش بکشد.

در داستان « ساعت دو »، یک معضل شهری دستمایه­ی پرورش موقعیت­های طنزآمیز و گاه باورنکردنی قرار گرفته. پای آقای خرمالو میان میله­های پل آهنی گیر می­کند و نمی­تواند آن را بیرون بیاورد. واکنش­های متفاوت افراد از سلفی گرفتن با مصدوم تا مشورت برای زنگ زدن به آتش­نشانی و انصراف به دلیل فقدان حریق و ماجراهای دیگر که تنها از ذهن خلاق نویسنده­ای محبوب و آشنا با دنیای کودکان بر­می­آید، باعث می­شود تا مخاطب با علاقه ماجرا را دنبال کند و در هر تکه­ی داستان، به موضوعات مطرح شده بخندد. البته به نظر می­رسد که هیچکس دوست نخواهد داشت در آخر ماجرا، جای شخصیت اصلی باشد.

شروع داستان « کره » برای خیلی از بچه­ها آشناست: صبح روز تعطیلی که مادر خانه نیست و پدر باید صبحانه بدهد. اما تنبلی آقای خرمالو و شخصیت کره­ی عجیب و لجباز، داستان را به مراحلی باورنکردنی می­کشانند. بچه­ها از تکه­های بامزه­ای مثل صحبت کنجد در میان گریه­ خیلی خوش­شان می­آید که می­گوید: « اگر مامان خانه بود، امروز جمعه بود. »

در چهارمین و آخرین بخش، موقعیت­ها و اتفاقات باورنکردنی به اوج می­رسد. خانواده به دیدن آقای وارفته می­روند. اما کم بینایی میزبان، اوضاع خنده­دارو غافلگیرکننده­ای را می­سازد که گاهی هیجان آن، دستکمی از گونه­ی جنایی ندارد.

همکاری « شهرام شفیعی » و « سام سلماسی » به­عنوان تصویرگر، مجموعه­ای دوست­داشتنی و جذاب را خلق کرده که به راستی مصداق جمله­ی معروف سعدی  شیرازیست. کودکان با مطالعه­ی « ماجراهای آقای خرمالو » می­خندند و در موقعیتی قرار می­گیرند که ادب را از بی­ادبان بیاموزند.